ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
32
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
به خدا بيشتر مىشود عرض مىكند : لا احصى ثناء عليك : « ثناى تو براي من قابل شمارش نيست ؛ از عهده ستايش وثنايت بر نيايم » اين اقرار بر ناتوانى ، خود را هيچ نديدن وساقط انگاشتن نفس از درجهء اعتبار ، در مقام درك مجموعهء صفات است . واعتراف به عجز ودرماندگى واحاطه نداشتن بر دريافت صفات جلاله وأوصاف كمال حضرت بارى تعالى است . وچنين است كه پس از اقرار بر ناتوانى عرض مىكند : أنت كما أثنيت على نفسك ؛ « تو چنانى كه خود ، خود را ستودهاى . » اين جمله دعا ، بيان كمال خلوص ، ووارستگى كمال مطلق است ، كه حضرت حق تعالى در مقام ذات ، ونفس وجود ، برتر از آن است كه از ناحية غير ، حكمي ، وهمى ويا عقلي ، بدان نسبت داده شود . پس از توضيح مراتب فرار ودرجات آن ، روشن است كه مقصود أمير مؤمنان ( ع ) از خدا به سوى خدا فرار كنى ، ارتقا يافتن ، به مقام سوّم يعنى ملاحظه وشهود ذات حق تعالى است . توصيهء سوم حضرت ، فرمان به گام نهادن ، در صراط مستقيم وراه روشن اعتدال است ، كه نه افراط است ونه تفريط وراه راستى است كه مضمون فرامين شرعي است . روشن است كه ، هدف از پيمودن راه راست وانجام وظيفهاى كه انسان ، ملزم وناگزير به انجام آن است ، رام كردن نفس فرمان دهندهء به بدى ( نفس امّاره ) ، براي نفس مطمأنّه مىباشد ، به گونهاى كه نفس امّاره ، فرمان نفس مطمأنّه را أطاعت كرده ، به حكم ودستور عقل گردن نهد ، واز غوطهور شدن در أميال طبيعي وخوشيهاى زودگذر ، در أمان ماند . با توجّه به معنا ومفهوم أوامر سهگانهء مولا علي ( ع ) روشن مىشود كه ، أساس ومحور رياضت وحركت به سوى خداوند متعال همين امورند وبس ؛ با اين فرق وامتياز كه :